[[{"content_id":608825,"content_number":0,"portal_id":163,"lang_id":"fa","content_title":"میلاد باسعادت حضرت امام رضا علیه السلام مبارک باد","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"میلاد باسعادت حضرت امام رضا علیه السلام مبارک باد","content_summary_fill":1,"content_body":"&nbsp;میلاد حضرت امام رضا علیه السلام است، امام رئوفی که بارگاه ملکوتی اش، منشاء خیر و برکت برای کشور ماست.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nامام رضا (ع) مهربانِ بی بدیل و خورشیدِ همیشه تابانِ ایران است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدر شب میلاد امام رضا (ع) خیلی&zwnj;ها با آرزوی زیارت بارگاه ملکوتی ضامن آهو دست به سوی آسمان دراز می&zwnj;کنند و از پروردگار حاجت می&zwnj;طلبند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمیلاد سراسر سعادت شمس الشموس، سلطان توس، غریب الغربا، امام مهربانی&zwnj;ها حضرت امام رضا (ع) را به همه&zwnj;ی عاشقان و دوستداران آن حضرت تبریک می&zwnj;گوییم.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nامام رئوف، ملجاء درماندگان\r\n\r\n\r\nعلی بن موسی بن جعفر (ع) معروف به امام رضا (۱۴۸&ndash;۲۰۳ق) هشتمین امام شیعه اثناعشری است. مشهورترین لقب امام هشتم، رضا است. در روایتی از امام جواد (ع) آمده است که لقب رضا از سوی خداوند به پدرش داده شده است. او به عالم آل محمد و امام رئوف نیز شهرت دارد.\r\n\r\n\r\nامام رضا (ع) پس از پدرش امام موسی کاظم (ع) در سال ۱۸۳ق و به مدت ۲۰ سال امامت را برعهده گرفت. امامت او با خلافت هارون الرشید (۱۰ سال)، محمد امین (حدود ۵ سال) و مأمون عباسی (۵ سال) همزمان بود. پس از شهادت امام کاظم (ع)، بیشتر شیعیان، امامت امام رضا (ع) را پذیرفتند؛ اما گروهی از اصحاب امام هفتم&rlm; (ع)، امامت او را نپذیرفته و در امامت موسی بن جعفر (ع) توقف کردند و به واقفیه (یا واقفه) مشهور شدند.\r\n\r\n\r\nامام هشتم تا پیش از سفر به خراسان، در مدینه زندگی می&zwnj;کرد و از جایگاه ویژه&zwnj;ای در میان مردم برخوردار بود؛ اما در سال ۲۰۰ یا ۲۰۱ق به دستور مأمون به مرو آمد و با تهدید او و به اکراه، به شرط اینکه در امور حکومت دخالتی نکند، ولایتعهدی او را پذیرفت. مأمون ۷ رمضان سال ۲۰۱ قمری با امام رضا (ع) به عنوان ولیعهد پس از خود، بیعت کرد و از مردم بیعت گرفت.\r\n\r\n\r\nامام رضا (ع) امام رئوف افتخار ایران زمینحدیث مشهور سلسلة الذهب در سفر به خراسان، در نیشابور از امام رضا (ع) نقل شده است و درباره توحید و شرایط آن است. پس از ورود امام به خراسان، مأمون به جهت زیر سؤال بردن مقام و علم او، مناظرات متعددی میان وی و بزرگان دیگر ادیان و مذاهب تشکیل داد که برخلاف میل مأمون، سبب برتری و اقرار به دانش او شد. بخشی از این مناظرات در کتاب الاحتجاج اثر طبرسی نقل شده است.\r\n\r\n\r\nبراساس نقل مشهور، امام رضا (ع)، آخر ماه صفر سال ۲۰۳ق در ۵۵ سالگی در طوس به دست مأمون به شهادت رسید. امام به دستور مأمون، در بقعه هارونیه در روستای سناباد دفن شد. امروزه حرم امام رضا (ع) در شهر مشهد واقع است و زیارتگاه مسلمانان است.\r\n\r\n\r\nزندگینامه\r\n\r\n\r\nعلی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی&zwnj;طالب، کنیه&zwnj;اش، ابوالحسن و مشهورترین لقبش رضا است. در روایتی از امام جواد (ع) آمده است که این لقب از سوی خداوند به پدرش داده شده است؛ ولی طبق برخی منابع، مأمون لقب رضا را به او داد. صابر، صدیق، رضی و وفی از دیگر القاب آن حضرت است. در برخی روایات او عالم آل محمد نامیده شده است.\r\n\r\n\r\nنقل شده است که امام کاظم (ع) به فرزندانش می&zwnj;گفت: &laquo;برادر شما علی بن موسی، عالم آل محمد است.&raquo; همچنین امام جواد (ع) در زیارت امام رضا (ع) او را امام رئوف خطاب کرده است. لقب امام رئوف در بین شیعیان شهرت بسیار دارد.\r\n\r\n\r\nزادروزش را پنجشنبه یا جمعه ۱۱ ذی&zwnj;القعده، یا ذی&zwnj;الحجه و یا ربیع الاول سال ۱۴۸ یا ۱۵۳ق نقل کرده&zwnj;اند. کلینی و بیشتر علما و مورخین سال تولدش را ۱۴۸ق نقل کرده&zwnj;اند.\r\n\r\n\r\nمادر امام رضا (ع) کنیزی از اهالی نوبه بوده است که با نام&zwnj;های مختلفی از او یاد شده است. گفته شده است هنگامی که امام کاظم (ع) او را خریداری کرد، نام تُکتَم را برای وی برگزید و وقتی امام رضا (ع) را به دنیا آورد، امام کاظم (ع) او را طاهره نامید. شیخ صدوق گفته است که عده&zwnj;ای نام مادر امام رضا (ع) را سَکَن نوبیه روایت کرده&zwnj;اند. همچنین اروی، نجمه، سمانه، نیز نامیده شده است و کنیه&zwnj;اش ام البنین بوده است.\r\n\r\n\r\nدر روایتی آمده که مادر امام رضا (ع) کنیزی پاک و پرهیزگار به نام نجمه بود که حمیده مادر امام کاظم (ع) وی را خریداری و به پسرش بخشید و بعد از ولادت حضرت رضا (ع) او را طاهره نامید.&raquo;\r\n\r\n\r\nهمسر امام رضا سَبیکه نام داشت که گفته شده از خاندان ماریه قبطیه همسر پیامبر (ص)، بوده است.\r\n\r\n\r\nدر برخی از منابع تاریخی، همسر دیگری نیز برای امام رضا (ع) ذکر شده است: مأمون به امام رضا (ع) پیشنهاد داد که با دخترش &laquo;ام حبیب&raquo; یا &laquo;ام حبیبه&raquo; ازدواج کند و امام نیز پذیرفت. طبری این ازدواج را در حوادث سال ۲۰۲ق یاد می&zwnj;کند. گفته&zwnj;اند که هدف مأمون از این کار، نزدیکی بیشتر به امام رضا (ع) و نفوذ به خانه وی جهت اطلاع از برنامه&zwnj;هایش بوده است. سیوطی نیز، از ازدواج دختر مأمون با امام رضا (ع) یاد می&zwnj;کند؛ ولی اسم آن دختر را ذکر نمی&zwnj;کند.\r\n\r\n\r\nدرباره تعداد و اسامی فرزندان امام رضا اختلاف است. شیخ مفید، غیر از محمد بن علی فرزندی برای وی نمی&zwnj;شناسد. ابن شهرآشوب و طبرسی، نیز بر همین عقیده&zwnj;اند. برخی، از دختری به نام فاطمه برای وی سخن گفته&zwnj;اند. برخی، فرزندان ایشان را پنج پسر و یک دختر نوشته&zwnj;اند، به نام&zwnj;های محمد قانع، حسن، جعفر، ابراهیم، حسین و عایشه. سبط ابن جوزی برای وی چهار پسر به نام&zwnj;های محمد (ابوجعفر ثانی)، جعفر، ابومحمد حسن، ابراهیم، و یک دختر، بدون ذکر اسم، یاد می&zwnj;کند. گفته شده فرزندی از آن حضرت که دو سال یا کمتر داشته در قزوین دفن شده است و گفته می&zwnj;شود که امامزاده حسین کنونی قزوین همان است. بنابر روایتی امام در سال ۱۹۳ به این شهر مسافرتی داشته است.\r\n\r\n\r\nامامت\r\n\r\n\r\nامام رضا (ع) امام رئوف افتخار ایران زمینامام رضا (ع) پس از شهادت پدرش امام کاظم (ع) در سال ۱۸۳ق امامت را عهده&zwnj;دار شد؛ مدت امامت آن حضرت ۲۰ سال (۱۸۳-۲۰۳ق) بود که با خلافت هارون الرشید (۱۰ سال)، محمد امین (حدود ۵ سال)، مأمون (۵ سال) همزمان شد.\r\n\r\n\r\nراویانی همچون داود بن کثیر رقی، محمد بن اسحاق بن عمار، علی بن یقطین، نعیم قابوسی، حسین بن مختار، زیاد بن مروان، المخزومی، داود بن سلیمان، نصر بن قابوس، داود بن زربی، یزید بن سلیط و محمد بن سنان، احادیثی از موسی بن جعفر (ع) درباره امامت امام رضا (ع) نقل کرده&zwnj;اند.\r\n\r\n\r\nهمچنین مقبولیت امام رضا (ع) در میان شیعیان و برتری علمی و اخلاقی وی را، ثابت کننده امامت او می&zwnj;دانند. هرچند که وضعیت مسأله امامت در اواخر زندگی موسی بن جعفر (ع) بسیار پیچیده بود؛ اما بیشتر اصحاب امام کاظم (ع) جانشینی امام رضا (ع) را پذیرفتند.\r\n\r\n\r\nگرایش شیعیان\r\n\r\n\r\nپس از شهادت امام کاظم (ع)، بیشتر شیعیان با توجه به وصیت امام (ع) و دلایل و شواهد دیگر، امامت فرزند ایشان، علی بن موسی الرضا (ع) را پذیرفتند و وی را به عنوان امام هشتم تأیید نمودند. این دسته که بزرگان اصحاب امام کاظم (ع) را هم شامل می&zwnj;شد، به نام قطعیه مشهور شدند؛ ولی گروه دیگری از اصحاب امام هفتم&rlm; (ع) از پذیرفتن امامت علی بن موسی الرضا (ع) سرباز زده و در امامت حضرت موسی بن جعفر (ع) توقف کردند که به همین جهت واقفیه (یا واقفه) نامیده شدند. واقفیه معتقد بودند که امام کاظم (ع)، مهدی موعود است که در غیبت به سر می&zwnj;برد و بازخواهد گشت.\r\n\r\n\r\nجایگاه امام در مدینه\r\n\r\n\r\nامام رضا (ع) تا پیش از سفر به خراسان در مدینه زندگی می&zwnj;کرد و از جایگاه ویژه&zwnj;ای در میان مردم برخوردار بود. خود امام در گفتگویی که با مأمون درباره ولایتعهدی داشت، در توصیف این دوره گفته است:\r\n\r\nهمانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و وقتی سوار بر مرکب خود، از کوچه&zwnj;های مدینه عبور می&zwnj;کردم، کسی عزیرتر از من نبود.\r\n\r\n\r\nدر مورد جایگاه علمی امام در مدینه نیز از خود ایشان نقل شده است:\r\nمن در مسجد پیامبر می&zwnj;نشستم و دانشمندانی که در مدینه بودند، هرگاه در مسئله&zwnj;ای درمی&zwnj;ماندند، همگی به من ارجاع می&zwnj;دادند و مسائل&zwnj;شان را نزد من می&zwnj;فرستادند و من به آن&zwnj;ها پاسخ می&zwnj;دادم.\r\n\r\n\r\nسفر به خراسان\r\n\r\n\r\nامام رضا (ع) امام رئوف افتخار ایران زمینهجرت امام رضا (ع) از مدینه به مرو در سال ۲۰۰ قمری یا سال ۲۰۱ قمری بود. به گزارش یعقوبی مأمون، امام رضا (ع) را از مدینه به خراسان آورد و فرستاده وی جهت آوردن حضرت به خراسان، رجاء بن ابی&zwnj;ضحاک خویشاوند فضل بن سهل بود. حضرت را از راه بصره آوردند تا به مرو رسید. به عقیده برخی مأمون مسیر مشخصی برای سفر امام رضا (ع) به مرو انتخاب کرد تا آن حضرت از مراکز شیعه&zwnj;نشین عبور نکند، زیرا از اجتماع شیعیان بر گرد امام می&zwnj;ترسید. او دستور داد تا حضرت را از مسیر کوفه نیاورند بلکه از طریق بصره، خوزستان و فارس، به نیشابور بیاورند.\r\n\r\n\r\nمسیر حرکت طبق کتاب اطلس شیعه چنین بوده است: مدینه، نقره، هوسجه، نباج، حفر ابوموسی، بصره، اهواز، بهبهان، اصطخر، ابرقوه، ده شیر (فراشاه)، یزد، خرانق، رباط پشت بام، نیشابور، قدمگاه، ده سرخ، طوس، سرخس، مرو. به گزارش شیخ مفید مأموران مأمون، امام رضا (ع) و برخی از بنی&zwnj;هاشم را از مسیر بصره به مرو آوردند. مأمون آن&zwnj;ها را در خانه&zwnj;ای و امام رضا (ع) را در خانه&zwnj;ای دیگر جای داد و او را اکرام کرد\r\n\r\n\r\nبیان حدیث سلسلة الذهب\r\n\r\n\r\nاسحاق بن راهویه می&zwnj;گوید: وقتی امام رضا (ع) در سفر به خراسان به نیشابور رسید، شماری از مُحدِّثان عرض کردند:&zwnj;ای پسر پیغمبر از شهر ما تشریف می&zwnj;&rlm;برید و برای ما حدیثی بیان نمی&zwnj;فرمایید؟ پس از این تقاضا، حضرت سرش را از کجاوه بیرون آورد و فرمود:\r\nشنیدم از پدرم موسی بن جعفر که فرمود شنیدم از پدرم جعفر بن محمّد که فرمود شنیدم از پدرم محمّد بن علی که فرمود شنیدم از پدرم علی بن الحسین که فرمود شنیدم از پدرم حسین بن علی فرمود شنیدم از پدرم امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب که فرمود شنیدم از رسول خدا که فرمود شنیدم از جبرئیل که گفت شنیدم از پروردگار عزّ و جلّ فرمود: &laquo;کلمه&rlm; &laquo;لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ&rlm;&raquo; دژ و حصار من است. پس هر کس داخل دژ و حصار من شود، از عذاب من ایمن خواهد بود.&raquo; پس هنگامی که مَرکب حضرت حرکت کرد با صدای بلند فرمود: با شروط آن و من یکی از آن شروط هستم.\r\nبیان این حدیث را در نیشابور یکی از مهم&zwnj;ترین و مستندترین حوادث مسیر حرکت امام رضا (ع) می&zwnj;دانند.\r\n\r\n\r\nولایتعهدی مأمون\r\n\r\n\r\nپس از استقرار امام در مرو، مأمون قاصدی به خانه امام رضا (ع) فرستاد و به وی پیشنهاد داد که من می&zwnj;خواهم خودم را از خلافت خلع کنم و آن را به تو بسپارم!. ولی امام به شدت با این کار مخالفت کرد. امام در پاسخ مأمون گفت: &laquo;اگر حکومت حق توست، نمی&zwnj;تـوانی به فرد دیگری ببخشی و اگر متعلق به تو نیست، شایستگی بخشـش آن را نـداری؟.&raquo; محققان معتقدند این پاسخ امام (ع) اساس مشروعیت خلافت مأمون را زیر سوال برد. سید جعفر مرتضی عاملی نیز معتقد است اساسا مأمون جدیتی در پیشنهاد خلافت به امام رضا (ع) نداشت. وی مباحث گسترده&zwnj;ای را مطرح ساخته و در نهایت این پیشنهاد مأمون را تلاشی برای تثبیت خلافت خود وی ارزیابی می&zwnj;کند. پس از این، مأمون خواست که ولایتعهدی پس از خودش را به امام رضا (ع) واگذار نماید، باز با مخالفت شدید امام مواجه شد. در این هنگام مأمون سخنی با شائبه تهدید به زبان آورد و در این میان گفت: عمر بن خطاب، شورا را در شش نفر قرار داد (ر. ک: شورای شش نفره) که یکی از آنان جدّ تو امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب بود. عمر شرط کرد هرکدام از آنان مخالفت کرد گردنش زده شود!. چاره&zwnj;ای نیست جز اینکه آنچه از تو می&zwnj;خواهم بپذیری که من گزیری از آن نمی&zwnj;یابم. امام (ع) پاسخ داد: پس من می&zwnj;پذیرم بدین شرط که نه فرمان دهم و نه باز دارم، نه فتوا دهم و نه قضاوت کنم، نه کسی را به کاری گمارم و نه عزل کنم و نه چیزی را از جایگاهش تغییر دهم. مأمون، شرط او را پذیرفت.\r\n\r\n\r\nبدین طریق، مأمون دوشنبه ۷ رمضان سال ۲۰۱ قمری. با امام رضا (ع) به عنوان ولیعهد پس از خود بیعت کرد و مردم را به جای لباس سیاه، سبزپوش کرد و فرمان آن را به اطراف و نواحی نوشت و برای امام رضا (ع) بیعت گرفت و به نام وی بر منبر&zwnj;ها خطبه خواندند و دینار و درهم به نامش سکه زدند و کسی نماند که لباس سبز نپوشد، مگر اسماعیل بن جعفر بن سلیمان بن علی هاشمی.\r\n\r\n\r\nمناظرات\r\n\r\n\r\nمأمون پس از آوردن امام رضا (ع) به مرو، جلسات علمی متعددی با حضور علمای گوناگون تشکیل داد. در این جلسات، مذکرات زیادی میان امام و دیگران صورت می&zwnj;گرفت که به طور عمده درباره مسائل اعتقادی و فقهی بود. بخشی از این مذاکرات را طبرسی در کتاب احتجاج فراهم آورده است. برخی از این مناظرات [یا احتجاجات]از این قرارند:\r\nمناظره امام رضا در باب توحید\r\nاحتجاج در باب امامت\r\nمناظره امام رضا با سلیمان مروزی\r\nمناظره امام رضا با ابو قرة\r\nمناظره امام رضا با جاثلیق\r\nمناظره امام رضا با رأس الجالوت\r\nمناظره امام رضا با عالم زرتشتی\r\nمناظره امام رضا (ع) با عمران صابی\r\n\r\n\r\nمأمون می&zwnj;خواست با کشاندن امام به بحث، تصوری را که عامه مردم درباره ائمه اهل بیت علیهم السلام داشتند و آنان را صاحب علم خاص مثلاً &laquo;علم لدنّی&raquo; می&zwnj;دانستند، از بین ببرد. صدوق در این باره می&zwnj;گوید: مأمون اندیشمندان سطح بالای هر فرقه را در مقابل امام قرار می&zwnj;داد تا حجت آن حضرت را به وسیله آنان از اعتبار بیندازد و این به جهت حسد او نسبت به امام و منزلت علمی و اجتماعی او بود. اما هیچ کس با آن حضرت روبه رو نمی&zwnj;شد جز آن که به فضل او اقرار کرده و به حجتی که از طرف امام علیه او اقامه می&zwnj;شود، ملتزم می&zwnj;گردید.\r\n\r\n\r\nاین مجالس به تدریج مشکلاتی را برای مأمون درست کرد. زمانی که وی متوجه شد، تشکیل چنین جلساتی برای وی خطرناک است، اقدام به محدود کردن امام کرد. از عبدالسلام هروی نقل شده که به مأمون اطلاع دادند: امام رضا علیه&zwnj;السلام مجالس کلامی تشکیل داده و بدین وسیله مردم شیفته وی می&zwnj;شوند. مأمون به محمد بن عمرو طوسی مأموریت داد تا مردم را از مجلس آن حضرت طرد نماید. پس از آن امام در حق مأمون نفرین کرد.\r\n\r\n\r\nنماز عید\r\n\r\n\r\nپس از عقد ولایتعهدی (در ۷ رمضان سال ۲۰۱)، چون عید (ظاهراً عید فطر سال ۲۰۱ق) رسید مأمون از امام خواست تا نماز عید بخواند، اما امام بر مبنای شرایطی که در ابتدای ولایتعهدی با مأمون ذکر کرده بود از پذیرش اقامه نماز عید عذر خواست. مأمون اصرار کرد و امام ناچار قبول کرد و فرمود: پس من همچون رسول خدا (ص) به نماز خواهم رفت. مأمون نیز پذیرفت. مردم انتظار داشتند که امام رضا (ع) مانند خلفا با آداب و رسوم خاصی از خانه خارج شود، اما دیدند که ایشان با پای برهنه در حالی&zwnj;که تکبیر می&zwnj;گوید به راه افتاد. امیران که با لباس رسمی و معمولِ این&zwnj;گونه مراسم آمده بودند، با دیدن این وضع، یک&zwnj;باره از اسب&zwnj;ها فرود آمده و کفش&zwnj;ها را از پا درآوردند و با گریه و تکبیرگویان پشت سر امام به راه افتادند. امام در هر قدم که می&zwnj;رفت سه بار تکبیر می&zwnj;گفت.\r\n\r\nگفته&zwnj;اند که فضل به مأمون گفت: اگر امام رضا بدین صورت به مصلّا (محل برپایی نماز) برسد، مردم فریفته او می&zwnj;شوند، بهتر آن است که از او بخواهی برگردد. پس مأمون فردی را فرستاد و از امام خواست که برگردد. آن حضرت کفش خود را به پا کرد و سوار بر مرکب شد و بازگشت.\r\n\r\n\r\nشهادت\r\n\r\n\r\nامام رضا (ع) امام رئوف افتخار ایران زمینشهادت امام علی بن موسی (ع) را جمعه یا دوشنبه آخر ماه صفر، یا ۱۷ صفر، یا ۲۱ رمضان، یا ۱۸ جمادی&zwnj;الاولی، یا ۲۳ ذی&zwnj;القعده، یا آخر آن، در سال ۲۰۲، یا ۲۰۳، یا ۲۰۶ نقل کرده&zwnj;اند. کلینی، وفات او را در ماه صفر سال ۲۰۳ق. در ۵۵ سالگی ذکر می&zwnj;کند. طبق نظر بیشتر علماء و مورخین سال شهادت امام رضا، ۲۰۳ق. بوده است. طبرسی روز شهادت را در آخر ماه صفر نقل می&zwnj;کند.\r\n\r\n\r\nدر تعداد سال&zwnj;های زندگی علی بن&zwnj;موسی نیز با توجه به اختلاف در تاریخ ولادت و شهادت او، از ۴۷ سال تا ۵۷ سال گفته شده است. طبق قول مشهور در تاریخ ولادت و وفات وی، سن امام رضا در هنگام شهادت ۵۵ سال بوده است.","content_html":"<p><span style=\"font-size:18px;\"> میلاد حضرت امام رضا علیه السلام است، امام رئوفی که بارگاه ملکوتی اش، منشاء خیر و برکت برای کشور ماست.<\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:18px;\">امام رضا (ع) مهربانِ بی بدیل و خورشیدِ همیشه تابانِ ایران است.<\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:18px;\">در شب میلاد امام رضا (ع) خیلی‌ها با آرزوی زیارت بارگاه ملکوتی ضامن آهو دست به سوی آسمان دراز می‌کنند و از پروردگار حاجت می‌طلبند.<\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:18px;\">میلاد سراسر سعادت شمس الشموس، سلطان توس، غریب الغربا، امام مهربانی‌ها حضرت امام رضا (ع) را به همه‌ی عاشقان و دوستداران آن حضرت تبریک می‌گوییم.<\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:18px;\"><strong>امام رئوف، ملجاء درماندگان<\/strong><\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">علی بن موسی بن جعفر (ع) معروف به امام رضا (۱۴۸–۲۰۳ق) هشتمین امام شیعه اثناعشری است. مشهورترین لقب امام هشتم، رضا است. در روایتی از امام جواد (ع) آمده است که لقب رضا از سوی خداوند به پدرش داده شده است. او به عالم آل محمد و امام رئوف نیز شهرت دارد.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">امام رضا (ع) پس از پدرش امام موسی کاظم (ع) در سال ۱۸۳ق و به مدت ۲۰ سال امامت را برعهده گرفت. امامت او با خلافت هارون الرشید (۱۰ سال)، محمد امین (حدود ۵ سال) و مأمون عباسی (۵ سال) همزمان بود. پس از شهادت امام کاظم (ع)، بیشتر شیعیان، امامت امام رضا (ع) را پذیرفتند؛ اما گروهی از اصحاب امام هفتم‏ (ع)، امامت او را نپذیرفته و در امامت موسی بن جعفر (ع) توقف کردند و به واقفیه (یا واقفه) مشهور شدند.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">امام هشتم تا پیش از سفر به خراسان، در مدینه زندگی می‌کرد و از جایگاه ویژه‌ای در میان مردم برخوردار بود؛ اما در سال ۲۰۰ یا ۲۰۱ق به دستور مأمون به مرو آمد و با تهدید او و به اکراه، به شرط اینکه در امور حکومت دخالتی نکند، ولایتعهدی او را پذیرفت. مأمون ۷ رمضان سال ۲۰۱ قمری با امام رضا (ع) به عنوان ولیعهد پس از خود، بیعت کرد و از مردم بیعت گرفت.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">امام رضا (ع) امام رئوف افتخار ایران زمینحدیث مشهور سلسلة الذهب در سفر به خراسان، در نیشابور از امام رضا (ع) نقل شده است و درباره توحید و شرایط آن است. پس از ورود امام به خراسان، مأمون به جهت زیر سؤال بردن مقام و علم او، مناظرات متعددی میان وی و بزرگان دیگر ادیان و مذاهب تشکیل داد که برخلاف میل مأمون، سبب برتری و اقرار به دانش او شد. بخشی از این مناظرات در کتاب الاحتجاج اثر طبرسی نقل شده است.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">براساس نقل مشهور، امام رضا (ع)، آخر ماه صفر سال ۲۰۳ق در ۵۵ سالگی در طوس به دست مأمون به شهادت رسید. امام به دستور مأمون، در بقعه هارونیه در روستای سناباد دفن شد. امروزه حرم امام رضا (ع) در شهر مشهد واقع است و زیارتگاه مسلمانان است.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\"><strong>زندگینامه<\/strong><\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب، کنیه‌اش، ابوالحسن و مشهورترین لقبش رضا است. در روایتی از امام جواد (ع) آمده است که این لقب از سوی خداوند به پدرش داده شده است؛ ولی طبق برخی منابع، مأمون لقب رضا را به او داد. صابر، صدیق، رضی و وفی از دیگر القاب آن حضرت است. در برخی روایات او عالم آل محمد نامیده شده است.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">نقل شده است که امام کاظم (ع) به فرزندانش می‌گفت: «برادر شما علی بن موسی، عالم آل محمد است.» همچنین امام جواد (ع) در زیارت امام رضا (ع) او را امام رئوف خطاب کرده است. لقب امام رئوف در بین شیعیان شهرت بسیار دارد.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">زادروزش را پنجشنبه یا جمعه ۱۱ ذی‌القعده، یا ذی‌الحجه و یا ربیع الاول سال ۱۴۸ یا ۱۵۳ق نقل کرده‌اند. کلینی و بیشتر علما و مورخین سال تولدش را ۱۴۸ق نقل کرده‌اند.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">مادر امام رضا (ع) کنیزی از اهالی نوبه بوده است که با نام‌های مختلفی از او یاد شده است. گفته شده است هنگامی که امام کاظم (ع) او را خریداری کرد، نام تُکتَم را برای وی برگزید و وقتی امام رضا (ع) را به دنیا آورد، امام کاظم (ع) او را طاهره نامید. شیخ صدوق گفته است که عده‌ای نام مادر امام رضا (ع) را سَکَن نوبیه روایت کرده‌اند. همچنین اروی، نجمه، سمانه، نیز نامیده شده است و کنیه‌اش ام البنین بوده است.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">در روایتی آمده که مادر امام رضا (ع) کنیزی پاک و پرهیزگار به نام نجمه بود که حمیده مادر امام کاظم (ع) وی را خریداری و به پسرش بخشید و بعد از ولادت حضرت رضا (ع) او را طاهره نامید.»<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">همسر امام رضا سَبیکه نام داشت که گفته شده از خاندان ماریه قبطیه همسر پیامبر (ص)، بوده است.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">در برخی از منابع تاریخی، همسر دیگری نیز برای امام رضا (ع) ذکر شده است: مأمون به امام رضا (ع) پیشنهاد داد که با دخترش «ام حبیب» یا «ام حبیبه» ازدواج کند و امام نیز پذیرفت. طبری این ازدواج را در حوادث سال ۲۰۲ق یاد می‌کند. گفته‌اند که هدف مأمون از این کار، نزدیکی بیشتر به امام رضا (ع) و نفوذ به خانه وی جهت اطلاع از برنامه‌هایش بوده است. سیوطی نیز، از ازدواج دختر مأمون با امام رضا (ع) یاد می‌کند؛ ولی اسم آن دختر را ذکر نمی‌کند.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">درباره تعداد و اسامی فرزندان امام رضا اختلاف است. شیخ مفید، غیر از محمد بن علی فرزندی برای وی نمی‌شناسد. ابن شهرآشوب و طبرسی، نیز بر همین عقیده‌اند. برخی، از دختری به نام فاطمه برای وی سخن گفته‌اند. برخی، فرزندان ایشان را پنج پسر و یک دختر نوشته‌اند، به نام‌های محمد قانع، حسن، جعفر، ابراهیم، حسین و عایشه. سبط ابن جوزی برای وی چهار پسر به نام‌های محمد (ابوجعفر ثانی)، جعفر، ابومحمد حسن، ابراهیم، و یک دختر، بدون ذکر اسم، یاد می‌کند. گفته شده فرزندی از آن حضرت که دو سال یا کمتر داشته در قزوین دفن شده است و گفته می‌شود که امامزاده حسین کنونی قزوین همان است. بنابر روایتی امام در سال ۱۹۳ به این شهر مسافرتی داشته است.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\"><strong>امامت<\/strong><\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">امام رضا (ع) امام رئوف افتخار ایران زمینامام رضا (ع) پس از شهادت پدرش امام کاظم (ع) در سال ۱۸۳ق امامت را عهده‌دار شد؛ مدت امامت آن حضرت ۲۰ سال (۱۸۳-۲۰۳ق) بود که با خلافت هارون الرشید (۱۰ سال)، محمد امین (حدود ۵ سال)، مأمون (۵ سال) همزمان شد.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">راویانی همچون داود بن کثیر رقی، محمد بن اسحاق بن عمار، علی بن یقطین، نعیم قابوسی، حسین بن مختار، زیاد بن مروان، المخزومی، داود بن سلیمان، نصر بن قابوس، داود بن زربی، یزید بن سلیط و محمد بن سنان، احادیثی از موسی بن جعفر (ع) درباره امامت امام رضا (ع) نقل کرده‌اند.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">همچنین مقبولیت امام رضا (ع) در میان شیعیان و برتری علمی و اخلاقی وی را، ثابت کننده امامت او می‌دانند. هرچند که وضعیت مسأله امامت در اواخر زندگی موسی بن جعفر (ع) بسیار پیچیده بود؛ اما بیشتر اصحاب امام کاظم (ع) جانشینی امام رضا (ع) را پذیرفتند.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\"><strong>گرایش شیعیان<\/strong><\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">پس از شهادت امام کاظم (ع)، بیشتر شیعیان با توجه به وصیت امام (ع) و دلایل و شواهد دیگر، امامت فرزند ایشان، علی بن موسی الرضا (ع) را پذیرفتند و وی را به عنوان امام هشتم تأیید نمودند. این دسته که بزرگان اصحاب امام کاظم (ع) را هم شامل می‌شد، به نام قطعیه مشهور شدند؛ ولی گروه دیگری از اصحاب امام هفتم‏ (ع) از پذیرفتن امامت علی بن موسی الرضا (ع) سرباز زده و در امامت حضرت موسی بن جعفر (ع) توقف کردند که به همین جهت واقفیه (یا واقفه) نامیده شدند. واقفیه معتقد بودند که امام کاظم (ع)، مهدی موعود است که در غیبت به سر می‌برد و بازخواهد گشت.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\"><strong>جایگاه امام در مدینه<\/strong><\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">امام رضا (ع) تا پیش از سفر به خراسان در مدینه زندگی می‌کرد و از جایگاه ویژه‌ای در میان مردم برخوردار بود. خود امام در گفتگویی که با مأمون درباره ولایتعهدی داشت، در توصیف این دوره گفته است:<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:18px;\">همانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و وقتی سوار بر مرکب خود، از کوچه‌های مدینه عبور می‌کردم، کسی عزیرتر از من نبود.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">در مورد جایگاه علمی امام در مدینه نیز از خود ایشان نقل شده است:<br \/>\nمن در مسجد پیامبر می‌نشستم و دانشمندانی که در مدینه بودند، هرگاه در مسئله‌ای درمی‌ماندند، همگی به من ارجاع می‌دادند و مسائل‌شان را نزد من می‌فرستادند و من به آن‌ها پاسخ می‌دادم.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\"><strong>سفر به خراسان<\/strong><\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">امام رضا (ع) امام رئوف افتخار ایران زمینهجرت امام رضا (ع) از مدینه به مرو در سال ۲۰۰ قمری یا سال ۲۰۱ قمری بود. به گزارش یعقوبی مأمون، امام رضا (ع) را از مدینه به خراسان آورد و فرستاده وی جهت آوردن حضرت به خراسان، رجاء بن ابی‌ضحاک خویشاوند فضل بن سهل بود. حضرت را از راه بصره آوردند تا به مرو رسید. به عقیده برخی مأمون مسیر مشخصی برای سفر امام رضا (ع) به مرو انتخاب کرد تا آن حضرت از مراکز شیعه‌نشین عبور نکند، زیرا از اجتماع شیعیان بر گرد امام می‌ترسید. او دستور داد تا حضرت را از مسیر کوفه نیاورند بلکه از طریق بصره، خوزستان و فارس، به نیشابور بیاورند.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">مسیر حرکت طبق کتاب اطلس شیعه چنین بوده است: مدینه، نقره، هوسجه، نباج، حفر ابوموسی، بصره، اهواز، بهبهان، اصطخر، ابرقوه، ده شیر (فراشاه)، یزد، خرانق، رباط پشت بام، نیشابور، قدمگاه، ده سرخ، طوس، سرخس، مرو. به گزارش شیخ مفید مأموران مأمون، امام رضا (ع) و برخی از بنی‌هاشم را از مسیر بصره به مرو آوردند. مأمون آن‌ها را در خانه‌ای و امام رضا (ع) را در خانه‌ای دیگر جای داد و او را اکرام کرد<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\"><strong>بیان حدیث سلسلة الذهب<\/strong><\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">اسحاق بن راهویه می‌گوید: وقتی امام رضا (ع) در سفر به خراسان به نیشابور رسید، شماری از مُحدِّثان عرض کردند:‌ای پسر پیغمبر از شهر ما تشریف می‌‏برید و برای ما حدیثی بیان نمی‌فرمایید؟ پس از این تقاضا، حضرت سرش را از کجاوه بیرون آورد و فرمود:<br \/>\nشنیدم از پدرم موسی بن جعفر که فرمود شنیدم از پدرم جعفر بن محمّد که فرمود شنیدم از پدرم محمّد بن علی که فرمود شنیدم از پدرم علی بن الحسین که فرمود شنیدم از پدرم حسین بن علی فرمود شنیدم از پدرم امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب که فرمود شنیدم از رسول خدا که فرمود شنیدم از جبرئیل که گفت شنیدم از پروردگار عزّ و جلّ فرمود: «کلمه‏ «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏» دژ و حصار من است. پس هر کس داخل دژ و حصار من شود، از عذاب من ایمن خواهد بود.» پس هنگامی که مَرکب حضرت حرکت کرد با صدای بلند فرمود: با شروط آن و من یکی از آن شروط هستم.<br \/>\nبیان این حدیث را در نیشابور یکی از مهم‌ترین و مستندترین حوادث مسیر حرکت امام رضا (ع) می‌دانند.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\"><strong>ولایتعهدی مأمون<\/strong><\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">پس از استقرار امام در مرو، مأمون قاصدی به خانه امام رضا (ع) فرستاد و به وی پیشنهاد داد که من می‌خواهم خودم را از خلافت خلع کنم و آن را به تو بسپارم!. ولی امام به شدت با این کار مخالفت کرد. امام در پاسخ مأمون گفت: «اگر حکومت حق توست، نمی‌تـوانی به فرد دیگری ببخشی و اگر متعلق به تو نیست، شایستگی بخشـش آن را نـداری؟.» محققان معتقدند این پاسخ امام (ع) اساس مشروعیت خلافت مأمون را زیر سوال برد. سید جعفر مرتضی عاملی نیز معتقد است اساسا مأمون جدیتی در پیشنهاد خلافت به امام رضا (ع) نداشت. وی مباحث گسترده‌ای را مطرح ساخته و در نهایت این پیشنهاد مأمون را تلاشی برای تثبیت خلافت خود وی ارزیابی می‌کند. پس از این، مأمون خواست که ولایتعهدی پس از خودش را به امام رضا (ع) واگذار نماید، باز با مخالفت شدید امام مواجه شد. در این هنگام مأمون سخنی با شائبه تهدید به زبان آورد و در این میان گفت: عمر بن خطاب، شورا را در شش نفر قرار داد (ر. ک: شورای شش نفره) که یکی از آنان جدّ تو امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب بود. عمر شرط کرد هرکدام از آنان مخالفت کرد گردنش زده شود!. چاره‌ای نیست جز اینکه آنچه از تو می‌خواهم بپذیری که من گزیری از آن نمی‌یابم. امام (ع) پاسخ داد: پس من می‌پذیرم بدین شرط که نه فرمان دهم و نه باز دارم، نه فتوا دهم و نه قضاوت کنم، نه کسی را به کاری گمارم و نه عزل کنم و نه چیزی را از جایگاهش تغییر دهم. مأمون، شرط او را پذیرفت.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">بدین طریق، مأمون دوشنبه ۷ رمضان سال ۲۰۱ قمری. با امام رضا (ع) به عنوان ولیعهد پس از خود بیعت کرد و مردم را به جای لباس سیاه، سبزپوش کرد و فرمان آن را به اطراف و نواحی نوشت و برای امام رضا (ع) بیعت گرفت و به نام وی بر منبر‌ها خطبه خواندند و دینار و درهم به نامش سکه زدند و کسی نماند که لباس سبز نپوشد، مگر اسماعیل بن جعفر بن سلیمان بن علی هاشمی.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\"><strong>مناظرات<\/strong><\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">مأمون پس از آوردن امام رضا (ع) به مرو، جلسات علمی متعددی با حضور علمای گوناگون تشکیل داد. در این جلسات، مذکرات زیادی میان امام و دیگران صورت می‌گرفت که به طور عمده درباره مسائل اعتقادی و فقهی بود. بخشی از این مذاکرات را طبرسی در کتاب احتجاج فراهم آورده است. برخی از این مناظرات [یا احتجاجات]از این قرارند:<br \/>\nمناظره امام رضا در باب توحید<br \/>\nاحتجاج در باب امامت<br \/>\nمناظره امام رضا با سلیمان مروزی<br \/>\nمناظره امام رضا با ابو قرة<br \/>\nمناظره امام رضا با جاثلیق<br \/>\nمناظره امام رضا با رأس الجالوت<br \/>\nمناظره امام رضا با عالم زرتشتی<br \/>\nمناظره امام رضا (ع) با عمران صابی<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">مأمون می‌خواست با کشاندن امام به بحث، تصوری را که عامه مردم درباره ائمه اهل بیت علیهم السلام داشتند و آنان را صاحب علم خاص مثلاً «علم لدنّی» می‌دانستند، از بین ببرد. صدوق در این باره می‌گوید: مأمون اندیشمندان سطح بالای هر فرقه را در مقابل امام قرار می‌داد تا حجت آن حضرت را به وسیله آنان از اعتبار بیندازد و این به جهت حسد او نسبت به امام و منزلت علمی و اجتماعی او بود. اما هیچ کس با آن حضرت روبه رو نمی‌شد جز آن که به فضل او اقرار کرده و به حجتی که از طرف امام علیه او اقامه می‌شود، ملتزم می‌گردید.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">این مجالس به تدریج مشکلاتی را برای مأمون درست کرد. زمانی که وی متوجه شد، تشکیل چنین جلساتی برای وی خطرناک است، اقدام به محدود کردن امام کرد. از عبدالسلام هروی نقل شده که به مأمون اطلاع دادند: امام رضا علیه‌السلام مجالس کلامی تشکیل داده و بدین وسیله مردم شیفته وی می‌شوند. مأمون به محمد بن عمرو طوسی مأموریت داد تا مردم را از مجلس آن حضرت طرد نماید. پس از آن امام در حق مأمون نفرین کرد.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\"><strong>نماز عید<\/strong><\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">پس از عقد ولایتعهدی (در ۷ رمضان سال ۲۰۱)، چون عید (ظاهراً عید فطر سال ۲۰۱ق) رسید مأمون از امام خواست تا نماز عید بخواند، اما امام بر مبنای شرایطی که در ابتدای ولایتعهدی با مأمون ذکر کرده بود از پذیرش اقامه نماز عید عذر خواست. مأمون اصرار کرد و امام ناچار قبول کرد و فرمود: پس من همچون رسول خدا (ص) به نماز خواهم رفت. مأمون نیز پذیرفت. مردم انتظار داشتند که امام رضا (ع) مانند خلفا با آداب و رسوم خاصی از خانه خارج شود، اما دیدند که ایشان با پای برهنه در حالی‌که تکبیر می‌گوید به راه افتاد. امیران که با لباس رسمی و معمولِ این‌گونه مراسم آمده بودند، با دیدن این وضع، یک‌باره از اسب‌ها فرود آمده و کفش‌ها را از پا درآوردند و با گریه و تکبیرگویان پشت سر امام به راه افتادند. امام در هر قدم که می‌رفت سه بار تکبیر می‌گفت.<\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:18px;\">گفته‌اند که فضل به مأمون گفت: اگر امام رضا بدین صورت به مصلّا (محل برپایی نماز) برسد، مردم فریفته او می‌شوند، بهتر آن است که از او بخواهی برگردد. پس مأمون فردی را فرستاد و از امام خواست که برگردد. آن حضرت کفش خود را به پا کرد و سوار بر مرکب شد و بازگشت.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\"><strong>شهادت<\/strong><\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">امام رضا (ع) امام رئوف افتخار ایران زمینشهادت امام علی بن موسی (ع) را جمعه یا دوشنبه آخر ماه صفر، یا ۱۷ صفر، یا ۲۱ رمضان، یا ۱۸ جمادی‌الاولی، یا ۲۳ ذی‌القعده، یا آخر آن، در سال ۲۰۲، یا ۲۰۳، یا ۲۰۶ نقل کرده‌اند. کلینی، وفات او را در ماه صفر سال ۲۰۳ق. در ۵۵ سالگی ذکر می‌کند. طبق نظر بیشتر علماء و مورخین سال شهادت امام رضا، ۲۰۳ق. بوده است. طبرسی روز شهادت را در آخر ماه صفر نقل می‌کند.<\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n<span style=\"font-size:18px;\">در تعداد سال‌های زندگی علی بن‌موسی نیز با توجه به اختلاف در تاریخ ولادت و شهادت او، از ۴۷ سال تا ۵۷ سال گفته شده است. طبق قول مشهور در تاریخ ولادت و وفات وی، سن امام رضا در هنگام شهادت ۵۵ سال بوده است.<\/span><\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2022-06-11 11:57:29","content_date_event":"2022-06-11 11:57:29","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2022-06-11 11:59:19","content_date_register":"2022-06-11 11:58:54","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":3078,"eid":3078,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/163\/attach\/202206\/459234_3432934974_143_150.webp","300":".\/cache\/163\/attach\/202206\/459234_3432934974_287_300.webp","400":".\/cache\/163\/attach\/202206\/459234_3432934974_383_400.webp","600":".\/cache\/163\/attach\/202206\/459234_3432934974_483_505.webp","900":".\/cache\/163\/attach\/202206\/459234_3432934974_483_505.webp","1200":".\/cache\/163\/attach\/202206\/459234_3432934974_483_505.webp"},"ext":"jpeg","file_media":1,"token":3432934974,"files":{"original":{"url":".\/file\/163\/attach\/202206\/459234_3432934974.jpeg","width":483,"height":505,"size":0}}}]}]]